محمد مهدى ملايرى
143
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اختيار داشته - شايد ميرآب ) را دادهاند . « 1 » از بررسى اطلاعات و اخبارى كه در اين زمينه در مآخذ تاريخى يافت مىشود ، چنين برمىآيد كه وظايف ديوانهاى آب به همان امورى كه ذكر شد محدود نمىگرديده ، بلكه وظايف مهم ديگرى هم در قلمرو كار آنها قرار مىگرفته كه توجه به آنها هم مىتواند پرتوى بر تاريخ آن دوره بيفكند و يكى از آنها وظايف مراقبت مستمر و سرپرستى امورى بوده كه با آب و آبيارى سر و كار داشته است . اين را از اينجا مىگوييم كه هرچند از روزگاران كهن نظام كشاورزى ايران قائم بر آن چيزى بوده كه امروز آن را نظام مالكيت خصوصى مىخوانند و چنان كه ديديم يكى از وظايف اصلى ديوان آب هم تنظيم امر مالكيت و مشخص ساختن سهام مالكان بوده و اين مىرساند كه بسيارى از امور مربوط به آب را خود مالكان عهدهدار بودهاند ، ولى اين را هم مىدانيم كه از همان روزگاران كهن در نظام كشاورزى ايران ، چه در دوران ساسانى و چه در دوران خلفا سنت بر اين بوده كه طرحهاى عمدهء آبيارى مانند بستن سدها و كندن نهرهاى عظيم و ساختن آببندهاى ساحلى و ساير امورى كه سود آنها به بخش بزرگى از كشور و مردم آن باز مىگرديده به عهدهء دولتها بوده است كه در گذشته در وجود شاه يا خليفه نمودار مىشده ، و اين امر ايجاب مىكرده كه حفظ اين سدها و آببندها و نهرها و رودها و تأمين مخارج و تنظيم امور مالى و فنى آنها را دستگاهى رسمى و دولتى عهدهدار گردد كه در اين مورد جز همين ديوان آب جاى ديگر نمىتوانست بود . از دوران ساسانى و اواخر آن نمونههاى چندى از اينگونه طرحها ذكر شده است . از دوران خلفا نيز نمونههايى مىتوان يافت . در جلد دوم از همين كتاب « 2 » ديديم كه وقتى در زمان حجاج در اثر طغيان دو رود دجله و فرات قسمتى از آببندها و سدهاى ساحلى آنها درهم شكسته شدند و آب بخش بزرگى از روستاها و كشتزارهاى دهقانان ايرانى را فراگرفت ، حجّاج كه نمايندهء
--> ( 1 ) . تاريخ قم ، ص 53 - 51 . ( 2 ) . جلد دوم ، دل ايرانشهر ، ص 334 به بعد .